منوی سایت

 

 

ارتباط مستقيم

 

گفتگوي مستقيم با آيةالله معصومي تهراني

 

پیغام کوتاه

 
ارشيو پيغام کوتاه   

 
 

آخرین ارسالها

 
کل موضوعات 628
کل ارسال ها 1381
کل بازديد ها 95893
کل پاسخ ها 764
کل اعضا 121
آخرين 20 ارسال انجمن

شراب
ارسال شده توسط grs در مورخه : جمعه، 20 دي ماه ، 1387

آزادی در نگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

کشور از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

ثروت از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

شجاعت از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

دوست داشتن از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

خرد و خردمند از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

آرامش از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

تجربه از ديدگاه بزرگان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

تجمع مردم خمينی شهر
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

پرتاب نارنجک در شام غریبان
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

محمد خاتمی: نمی آيم، ميرحسين گ
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

گفتگو با سيمين بهبهاني
ارسال شده توسط norouzi در مورخه : پنجشنبه، 19 دي ماه ، 1387

5 روش واداشتن مردان براي....
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

10 روش براي بازگرداندن خانم ها
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

چگونه شوهرتان را مجذوب خود....
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

حرفهايي كه زنان عاشق شنيدن....
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

بااهمیت دادن به خودروابطتان..
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

10نكته در مورد آداب گفتگو در..
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

چرا خدا اجازه می‌دهد رنج ببریم
ارسال شده توسط rahil در مورخه : چهارشنبه، 18 دي ماه ، 1387

تالار گفتمان جستجو
 
پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیة الله معصومی تهرانی: انجمن

Masomi.org :: نمايش موضوعات - اسلام اِجتهادی و اصول عِفّت...

`

اسلام اِجتهادی و اصول عِفّت...

 

ارسال موضوع جديد  پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر 

   Masomi.org صفحه اول انجمن -> ادیان و مذاهب

نمايش موضوع قبلي :: نمايش موضوع بعدي  
نويسنده پيغام

samaa
كاربر فعال
كاربر فعال

وضعيت: آفلاين
5 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 62
امتياز: 40360
تشکر کرده: 0
تشکر شده 4 بار در 2 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387 20:44:32    موضوع مطلب: اسلام اِجتهادی و اصول عِفّت... پاسخ همراه با اعلان


بسم الله الرحمن الرحيم

اسلام اِجتهادی و اصول عِفّت جنسی

آنچه بدایتا باید روی آن تصریح و تأکید شود اینست که دینداری اسلامی ذاتا «اجتهــادی» است، بدین معنا که دین اسلام بـدون «اجتهـاد» امکان تطبیق نمی یابد. بعبارت دیگر اجتهاد «مُحرک اسلام» در زمانها ومکانهای مختلف است، و اسلامیت بلا اجتهاد، درهیچ زمان و مکانی، نه وجود داشته، و نه وجود خواهد داشت. و عملی و اجرایی کردن اسلام، بدون اجتهاد «محال و غیر ممکن» است، و از این جهت اسلامیتِ غیر اجتهـادی اصلا وجود ندارد. طبعا این قضیه همیشه چنین بوده، چه در صدر اسلام، و چه در زمانی که مذاهب اجتهادی ایجاد و تدوین شدند. و بعدا همین «اسلامیت سنتی»، که حالا جزو اعراف و عادات جوامع اسلامی شده، «اجتهـادی» بوده است، اما به علت قدیمی شدن اجتهاداتش، و مصرف شدگی و از کار افتادگی اش، تبدیل به «اسلامیت سنتی» گردیده و سر از آرای مطلق شده و خرافات دیگر در آورده است. اما باید دانست که خود اجتهاد و «ثمر بخشی آن» محتاج اصل «رهبری و مرکزیت» است، زیرا اجتهاد برای اِعمال و اجرای اسلام در «ابعاد مختلف زندگی» است، امریکه بدون«اتحاد و هماهنگی» و«قدرت اجرایی» ممکن نمیگردد. و طبعا اجتهادات «فردی و پراکنده» به اِعمال و اجرای اسلام منتهی نمی شوند، چرا که در تشتت و بی نظمی، نه اتحاد و هماهنگی وجود خواهد داشت، و نه قدرت اجرایی ایجاد می شود، و طبعا در چنین وضعی چیزی به «عمل و اجـراء» در نمی آید، بگذریم از اینکه «نفس اجتهاد» برای عمل و اجـراء و مُمَهِّد دین اسلام است. بنابر این، اسلام و دینداری اسلامی بدون «اجتهاد و رهبری» وجود عینی و عملی نخواهد داشت، و جهت تطبیق و اجرای وحی عام الله (وحی تشریعی و تکوینی)، اسلام اجتهادی «گریز ناپذیر» است. حال با توجه به این واقعیت، آنچه «اسلامیت سنتی» می نامیم، امری غیر واقعی بوده و چنین چیزی اصلا وجود عینی ندارد. و دینداری کهنه ای که متکی به «نظرات و عاداتِ» قرون ماضی است، در حقیقت اســلامیت متکی به «اجتهادات قــرونی» و در عین حال فاقد «رهبریت و مرکزیت» می باشد، و طبعا به علت بی صاحبی و «مطلق و مخلوط و خرافی شدنش»، شرک آمیز گشته است. اینست که «اسلام اجتهادی» یعنی اسلامی که بر مبنای «اجتهاد زنده و راهگشا» قانونگذاری می کند و اسلامیت را همیشه «فعال و زنده» نگه می دارد، و در اسلام اجتهادی هر امر و مسئله ای در سایۀ «آیات قرآن»، «سنت مسلم نبوی»، «قانونهای علمی»، و «عقل بشری»، بصــورت زنــــده ارائه می شود، و در موقعیت مناسب و با تــوجه به اصل مشکل گشایی، به اجــراء و عمل در می آید. اما «اسلامیت سنتی» یعنی «رکود و انحطاط مسلمین»، نه دینداری اسلامی!! ، پدیده ای که ناشی از اجتهادات کهنه و از کار افتاده بوده و «تفسیری قدیمی» برای نسلهای «آینده» و فهمی مرده برای امور «زنـده» است، و این یعنی اجتهـاد مردگان برای زندگان، چیزی که مِصــداق واقعی «اجتهاد در خلاء» است، بــدین معنا که: در اســلامیت سنتی، نظــر و اجتهــادی که برای اوضــاع و «شـرایط خاصی» ارائه شده، همان نظـر و اجتهــاد، بر اوضــاع و شرایط دیگر و «متفاوت با آن» تحمیل می شود، و بدین صورت اسلامیت سنتی بوجود می آید.
بله؛ در این قضیه شکی وجـود ندارد که «مطلق و تغییر ناپذیر کردن» نظـرات و شخصیت های بشری، «شرک و بت پرستی» و عامل «رکـود و توقف اذهان» است، و «عقب ماندگی و انحطاط» جزو نتایج بدیهی آنست، و بدین ترتیب «چنین روشی» بشریت را از رشد و ترقی باز میدارد. وطبعا وضع سنتی وعقب ماندۀ مسلمین وجوامع اسلامی نیز درجهان معاصر، نشأت گرفته از «مطلق سازی اجتهادات قرونی» ومنبعث از اجتهادی است که با توجه به «وضع و شرایط خاصی» ارائه شده، اما بدون توجه به وضع و شرایط جدید، و بدون تجدید نظر، استمرار یافته و کما کان اِعمال و اجراء شده است. بدین صورت، اصل مشکله، مطلق کردن «نظرات بشری» و شخصیت اشخاص است، پدیده ای که جوامع انسانی و نحوۀ زندگی آنها را در مقابل «واقعیات» قرار می دهد، و این جوهرۀ شرک و بت پرستی است، و اصلا نَبُوّات توحیدی در طول تاریخ بشر برای نفی صفت «مطلق و تغییر ناپذیری» از نظرات بشری و شخصیت اشخاص و جهت رشد و تغییر مُستمِر «فکر و زندگی» جاری شده است، و اصل «بُت شکنی» و انکـار و درهم شکستن نظر و شخصیت ائمۀ «شرک و استبـداد و مـادیت» بهمین معناست. لکن انحطاط و زیر سلطگی بشریت (در هر زمان و مکانی) باعث می شود که بجای ارائۀ اجتهادات و ابتکارات نوین و تحقق آزادی و کثرت گرایی، بر پایۀ توحید و اسلامیت، به «اجتهادات اسلاف» مراجعه شود؛ و بدون توجه به تغییرات و تحولات و عدم بقای «وضع سابق!!» افکار و آرای آنها تداوم یابد، امری که مایۀ شرک و خرافه پرستی می شود. اما باید دانست که «این تقلیدات غیر معقول» کمتر ناشی از ایمان و عقیده است، بلکه اکثرا اهداف دیگری دنبال می شود و از «دین اسلام» سوء استفاده می گردد. اینست که هر دید و هدفی «نوعی اسلامیت» می زاید، مثل دید و هدف سنتی، که اسلامیت «عرفی و قرونی» تولید میکند. یا مانند دید و هدف استبدادی - استعماری، که در پی اسلامیتی «خنثی و غیر سیاسی» است، و در این روش سعی می شود که اسلامیت در «احوال شخصیه» منحصر گردد. طبعا «صوفی گری» نیز که مولود وضع استبدادی - استعماری است، دارای همین ماهیت است. همچنین دید و هـدف «توحیدی وآزادیخواهانه»، اسلامیت اجتهـادی ایجاد میکند، اسلامیتی «راهگشا و زندگی بخش»، که به فکر رشد و ترقی مسلمین است، و مشخصا «دو هدف اساسی» را تعقیب می کند: یکی «تداوم و استمرار» دین توحیدی اسلام، بنحوی که قرآن مُنزَل آن را ابلاغ کرده است. و دیگری «اسلامیتِ راهگشا»، که در هر زمان و مکانی راه نجات انسان ها و حلال مشکلات جوامع بشری می باشد. و طبعا در سایۀ این «دو هدف اساسی»، دین توحیدی اسلام همیشه «پیشتاز و مترقی» می ماند، و بعنـوان دین «رهبر و حاکم» جریان می یابد. اینست که پیــروزی اسـلام اجتهــادی در میــدان «آزادی و شفافیت» امری حتمی است، و غیر آن، جایی در دنیای معاصر و در جوامع اسلامی پیدا نخواهد کرد.
بنابر این، در سایۀ اسلام اجتهادی می توان تمام «موضوعات اسلامی» را مجددا بررسی و مورد ارزیابی قرار داد، همانطور که خلفای راشده و ائمۀ مذاهب و علمای اسلامی در صدر اسلام و در قرون اولیۀ اسلامی چنین کردند، امری که متأسفانه تداوم و استمرار پیدا نکرد و باب «اجتهاد و راهگشایی» عملا بسته شد. حال در اینجا میخواهیم برای نمونه «اصول عفت جنسی» را در سایۀ اسلام اجتهادی بررسی و ارائه نماییم، تا اینکه اثبات شود که «مسلمین و جوامع اسلامی» محکوم به زیستن در اجتهادات و عادات قرونِ ماضی نیستند، بلکه در سایۀ «اسلام اجتهادی» مُجددا می توانند دروازۀ «اجتهاد و تغییر» را بگشایند، و دوباره زنده شوند و مقام پیشتازی را بدست آورند. اما اصول عفت جنسی: قبل از هر چیز باید دانست که در دین تـوحیدی اسـلام، «دو نوع» روابط جنسى وجـود دارد: يکى روابط جنسى مشروع (شرعى وطبق قوانين توحيدى و آيات قرآنى)، و ديگرى روابط جنسى نامشروع (غير شرعى و خلاف قوانين توحيدى و آيات قرآنى). روابط جنسى مشـروع، محـدود در «زندگى زناشويى» و ازدواجى است که بين زن و مردِ «عاقل و بالغ و مختار» صـورت می گيرد، ازدواجی که هم روابط جنسى اش معنادار و دارای فرزندانی با سرنوشت مشخص است، و هم از اين طريق استمرار نظام خانوادگی با همۀ ابعادش ممکن و میسر میشود. پس ازدواج، پیمان و قرار دادی «زناشویی» بین زن و مرد است، که طبق مبانی توحیدی و قواعد اسلامی منعقد می شود، و با برقراری روابط جنسی بین زن و مردِ ازدواج کرده جامۀ عمل پوشیده و رسمیت مییابد. و طبعا حاصل آن، زندگى مشترک، مالکيت مشترک، فرهنگ مشترک، فرزندان مشترک، و «سرنوشت مشترک» است. اما روابط «جنسى نامشروع - زناکاری»، عملی است خارج از محدودۀ پیمان و زندگی زناشویی، و طبعا فاقد مبنای شرعی و عقدی نامشروع می باشد و امری تماما جنسی است. لکن روابط جنسی نامشروع دارای دو وجـهِ «مخفی» و «علنی» است: وجه مخفی اش حالت خصوصی داشته و در خفـاء صورت می گيرد. این وجه علیرغم عدم مشـروعیت و زشتى ارتکاب آن، عملی است که بيشتر جنبهٴ شخصى دارد (زنای شخصی)، و جرم و گناهش نيز (حد زنا) زیر عنوان «جرم و گناه شخصى» قابل پی گیری است. ولی وجه علنی روابط جنسىِ نامشروع «فحشاء» نام دارد، و فحشاء يعنى علنی و ظاهر شدن و يا علنی و ظاهر کردن «قُبح و زشتکارى»، و اصطلاحا يعنى کشيده شدن (به دليل کثرت و اِزدياد) و يا کشاندن عمدى «روابط نامشروع جنسى» به صحنهٴ اجتماع و اماکن عمومى. اينست که فحشاء، عـلاوه بر گناه شخصی و ارتکاب زناکاری، يک «جرم و گناه اجتماعى» به حساب می آيد، چرا که مـوجب آلـودگى و فساد اجتماعی می گردد. و در همینجاست که مشکل روابط جنسی نامشروع، حاد و شدید، و مقابله با آن امری اساسی میشود.
قرآن مُنزل در سورهٴ نور «آيات٣٠ و٣١» اصولی را دربارۀ «لباس و پوشش»، «عفت و پاکدامنی»، و «رفتار مؤدبانه» برای مسلمین طرح و بیان نموده است، که میتوان آنها را «اصول عِفَت و حُرمَت» نام نهاد، و این اصول بدین قرارند: «غضِّ بَصَر» (نظر مؤدبانه و عدم چشم چرانی و طمع چشمی، که میتواند منتهی به جنسیت حرام و نامشروع گردد). «حفظ فروج» (مواظبت از اندامها و عدم آلودگی به جنسیت حرام و نامشروع). و «سَتـر زینت» (رعایت لباس و پوشش و عدم اِبـدای زینت ها و نفی تبرج و لختی گری و عرضۀ اندام های جنسی). و قــرآن حکیــم به مــؤمنین و مسلمین تــوصيه میکند که نسبت به این امور «التـزام و پایبندی» از خود نشان دهند و حــــدود الله را نگه دارند. و اینهم نص آیات «٣٠ و٣١» از سورۀ نور: قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَ يَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ: «ای محمد، به مؤمنین و مسلمین اعلام کن که از چشم و نگاههای خود بکاهند، و مواظب فروج و اندامهای خود باشند. این پاکترین رویه برای آنهاست، و به تأکید الله نسبت به آنچه می بافند و جعل میکنند خبیر و آگاه است». در این آیه (آیۀ ٣٠) دو اصلِ «غضّ بصر» و «حفاظت فروج» ذکر گردیده، و نسبت به ساخته کاری و دروغگویی حیله گران هشدار داده است. اما در آیۀ ٣١ علاوه بر ذکر دو اصل «غضّ بصر» و «حفاظت فروج»، اصل سوم نیز که «سَتـر زینت» است، بدین صورت بیان شده است: وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا «و ای پیامبر، به زنان مؤمن اعلام کن که از چشم و نگاههای خود بکاهند، و مواظب فروج و اندامهای خود باشند. همچنین زنان مؤمن نباید زيبايی های جسم خود را اِبداء و اظهار نمایند، مگرآن بخشها و اعضايى که بصورت عادى و يا بنابر ضرورت ظاهر و دیده میشوند». البته همانطور که در نص آیه نیز تصریح شده، مسئلۀ «عدم ابداء و نمایش زینت ها» مختص زنان است، و وضع آن نیز بیشتر نـاشى از جسم زیبا و تــوجه برانگیز زنان است، و همین است که این بخش خاصتا برای زنان تشـریع شده است. امـا آنچه بین زنان و مردان در رابطه با «لبـاس و پوشش» مشتـرک است، مربوط به «غِطای عَورَت» و پــوشاندن اندامهایی است که همۀ ادیان و همۀ بشریت در تلبیس و پوشاندن آن اتفاق نظر دارند، همانطور که نسبت به زیبایی و جلب توجه جسم زنان هم متفق القول هستند. آری؛ وضع «ستر زینت» برای زنان، دقیقا ناشى از لطافت ابدان و اندامهای «زیبای» آنهاست. و طبعا قرآن منیر می خواهد که جسم لطيف و زيباى زنان عمومى نشود و مسائل جنسى در زندگى زناشويى محصور گردد، تا هم خانواده قــوام و دوام بياورد و نسل ایمان و اسلام تربیت شود، و هم زنان و مردان مؤمن کارشان کلا جنسیت و شهوترانی نگردد. و تحقق این امر باعث می شود که مُؤمِنین و مُؤمِنات از تبدیل شدن به «افـراد جنسی» حفظ گردند و به مفاسد و غفلت و انحطاط گرفتار نشوند.
در اين امر و قانون توحیدی دو بخش قابل ملاحظه است: بخش اول، که زنان در رابطه با آن موظف میشوند که «ابدای زینت» نکنند و اندامها و زيباییهای جسم خود را بپوشانند. و بخش دوم، که ميزان لباس و پوشش را تحديد و معین میکند، و درعین حال زیباییهایی که بصورت عادی و «غیر ارادی» و بلا قصد و هدف ظاهر میشوند، معاف میدارد. اين دو بخش، هريک در جاى خود، هم میتواند نقش وظيفه ایفاء نماید، و هم نقش حقوق را بازى کند، و هدف اين قانون، حفظ کرامت و احترام بشرى و رعایت عفت و پاکدامنى و دَوام خانواده و ایجاد یک زندگی جدی و توحیدی است. طبعا اين قانون درميان مسلمين به حجاب يا «لباس اسلامی» مشهور شده است، حجاب و لباسی که سنن قومى و محلى و مذهبى آن را به بیراهگى و افراط و تفریط کشانده، و بجای تحقق آیات قرآن و رسیدن به اهداف توحیدی، از طرفی وسیله و دستاويزى براى منزوی سازی زنان گردیده، و از طرف دیگر نسبت به چنین لباس و پوششی جِدّا بی توجهی شده و تا حد وسیعی اِهمال و رها گشته است. و طبعا همين مسئله نقش مهمى در«انزواء وعدم حضور زنان مسلمان» در اجتماع و یا حضور «مؤثر و شرافتمندانه» داشته است. و چنین وضعی (خانه نشینی یا ظهور نامناسب) در نقض حقوق آنها نقش اساسی ایفاء کرده است. البته باید دانست که جِهات و اطراف استعماری و استبدادی نیزهمیشه در«آرزوی استمرار» چنین وضعیتی بوده اند، و سنتی ماندن و عقب ماندگی مسلمین وجوامع اسلامی «خواست اساسی» آنهاست، و همین است که آنچه به نفع استعمارگران و استبدادیان و اسلام ستیزان است، وضعیت مفلوک مسلمین و مناظر نامناسب در جوامع اسلامی است، چرا که دوست دارند از مسلمین و جوامع اسلامی «الگویی نالایق» ترسیم شود. اما جالب اینست که در این میان، نحوۀ «لباس و پوشش مردان» تحت الشعاعِ لباس و پوشش زنان قرار گرفته، و لباس و پوشش اسلامی برای مردان، تا حد زیادی «فراموش» شده است!!، بحدی که گويى لباس و پوشش مناسب و مؤدبانه صرفا «براى زنان!» وضع شده است. با توجه به این توضیحات، قضیۀ «ستر زینت» و کلا لباس و پوششِ مسلمین، «واضح تر» و ضرورت آن «مُسلّم تر» میگردد، و درسایۀ اسلام اجتهادی، فوائد وحسناتِ آن برای همۀ اطراف وحتی غیرمسلمین قابل درک و لمس میشود. همچنین مسئلۀ لباس وپوشش برپایۀ «مبانی توحیدی» درمرامنامۀ سماء، «اصل هفدهم»، فصل «افکار وعقاید سماء دربارۀ زن ومرد» چنین منعکس شده است: لباس و پوشش براى زنان ومردان واجب و ضرورى است، و اين نگرش و اِعمال آن، بنابر تکريم انسان و بزرگداشت او وحفظ روابط انسانى وجهت زيبايى او ومخالفت با تعميم روابط جنسى و فساد ناشى از آنست. و سماء به تبعيت از قرآن حکیم، معتقد به «عـفت و پاکدامنى» و اِرضاى غرايز جنسى در روابط زناشويى است، و عُدول از اين اصل توحیدی، به معناى پايمال نمودن ارزشهاى توحيدى و مشکل آفرینی در روابط انسانهاست. و مرز وميزان لباس و پوششِ زنان ومردان تا جايیست که «حرمت وعفت» حفظ شود و«حد ضرورت» رعايت گردد. اما لباس و پوشش نبايد مُضِر، زشت و زننده، دست و پاگير، و مزاحم کـار و فعاليت باشد. بنابر این، لباس و پوششی که مــورد تأیید و پسند سماء است، در عین اسلامی و «محترم بودنش»، و هماهنگی آن با دینداری اسلامی، لباس و پوششی زیبا و عاقلانه و مترقی است، و نیز هماهنگ با ادعای صحنه داری زنان است. و لباسهای قدیمی و سنتی، متناسب با کسان و جریاناتی است که معتقد به «انزواء و پنهان سازی» زنان و حتی انکار «رأی» آنها هستند. آری؛ موحدین آزادیخواه در پی آنند که زنان مسلمان به «صحنۀ فعالیت» بیایند و در میدان های متعدد فکری، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، تربیتی، قضایی، اداری و..... نقش آفرینی کنند، و در«ظاهری معقول» و با آخرین «طرزهای اسلامی» حضور پیدا کنند، وخاصتا زنانی که اهل «توحید و آزادی» هستند، باید اسوه و نمونه شوند. طبعا دراین میدان، مردان مسلمان معاف نیستند، و انتظار میرود که آنها نیز با ظاهری معقول و لباسی مناسب در اجتماع حضور یابند، و در اینجا نیز «سبقت و پیشتازی» را از آن خود نمایند.
خوبست دربارۀ اصول «عِفت وحُرمت» روشنگری بیشتری صورت گیرد: همانطورکه ذکر شد، دراین میدان اصل برحفظ عِفت و حُرمت است، و درقرآن مُنزَل هم، مبنای حفظ این اصول باز حفظ عِفت و حُرمت است، همانطور که در صدر اسلام نیز چنین بوده است. و این اصل «غیر قابل تغییر» و ثابت و مسلم است. اما آنچه میتواند تغییر نماید (در هر موضوع اسلامی)، اَشکال و صورتها و از جمله طرز «لباس و نگاه» است. به عبارت دیگر «هدف و مقصدِ» یک موضوع اسلامی، ثابت و غیر قابل تغییر است، همانطورکه «اَشکال و صُوَرِ» موضوعات اسلامی قابل «تغییر و تحول» هستند، و این همان «هدف نگری» و پیگیری اهداف و مقاصد توحیدی و اصل نمودن آنهاست. اما در مقابل این دید و نگرش توحیدی و هدف نگرانه، دید و نگرش «صورت نگرانه» ظاهر و علم شده، که متأسفانه درمیان مسلمین بسیار رایج و حتی اصل و اساس گردیده است، تا آنجا که این انحراف بنیادی دارای ریشه های تاریخی شده است، که آنهم ناشی از اینست که این دید و نگرش معمولا بر«جوامع اسلامی» حاکمیت داشته، وحالا نیز چنین میباشد، روش غلطی که بصورت طبیعی منجر به حفظ ظواهر (درهر موضوعی) و «ترک و فراموشی» هدفِ وضع قوانین شده و میشود. البته این بدان معنا نیست که شکل و صورت اهمیت ندارد و جای توجه و اِهتمام نیست، نخیر، بلکه مسئله اینست که اصل و اساس هر چیزی «ثوابت آن» و قصد و هدف آنست، و میزان و نحوۀ «اَشکال و صُوَر» در سایۀ ثوابت و مقاصد، و با توجه به زمان و مکان تعیین و مشخص میشود، نه اینکه اشکال و صور، مطلق و تغییر ناپذیر، و ثوابت و مقاصد،  ترک و فراموش گردند. بنابر این، آنچه در این رابطه بسیار اسـاسی است، ذات و ماهیت «مُستمِر و دوامدار» ثوابت و مقاصد، و ذات و ماهیت «محدود و موقت» اَشکال و صُوَر میباشد. و طبعا دربارۀ مسئلۀ «عِفت و حُرمت» نیز وضع بهمین منوال است، چرا که در عین ثابت بودن «عفت و حرمت»، به اشکال و ظواهر مختلفی در رابطه با مسئلۀ «تحریک پذیری» و «موازین حرمت» بر میخوریم، که از جامعه ای به جامعه ای دیگر تغییر می یابد، بنحوی که این اشکال و ظواهر، نه تنها در «زمانهای مختلف» نزد اقوام و جوامع دنیا متغیر و متفاوت است، بلکه حتی در یک زمان، از مکانی به مکان دیگر، و از جامعه ای به جامعۀ دیگر، فرق و اختلاف وجود دارد، و جِدّا وابستگی به عرف و عاداتِ اقوام و ملل و «قلت و کثرت» حضور زنان و نحوۀ ظهورشان در اجتماع است. برای نمونه در جامعه ای که زنانش «خصوصی و خانگی» هستند، حتی یک تار موی آنان تحریک آمیز بوده و «جلب توجه» میکند، اما در جامعه ای که زنانش اهل «کار و مزرعه» و دامداری هستند و بنابر ضرورتهای اجتماعی و اقتصادی، بصورت روزانه ظاهر میشوند، و یا در جوامعی که زنانش از محدودۀ «سنن قدیمی» بیرون آمده و حتی آزادانه به گشت و گذار میپردازند، زلفهای زنان و حتی «بیشتر از آن» اهمیت زیادی ندارد و کمتر جلب توجه میکند.
خلاصه در مورد اخلاق جنسی و نحوۀ «نظر و لباس و رابطۀ جنسی» بین زنان و مردان مسلمان، اصل بر «عِفت وحُرمت» و رعایت اَدب و احترام، و عدم وجود جنسیت حــرام و نامشــروع است، اصلی که عــلاوه بر التــزام به آن در خارج از روابط زناشویی، حتی در روابــط زناشویی نیز باید مُــراعات و محفـــوظ گردد. براین اساس: اولا اصــول عِفت و حُـرمت اسلامی، رفتـاری سنتی و منعکس کنندۀ فـرهنگ و عـادات مـردم گــذشته نیست، بلکه شیوه ای «توحیدی» و مبنی بر «ارزشهای اسلامی» و «متناسب» با روابط مترقی و فعال بشریت و «حضورِ» زنان و مردان در صحنۀ کار و زندگی است. ثانیا اصول عِفت و حُرمت اسلامی، اندامهای جنسی زنان و مردان را به «نمایش» در نمی آورد!! بنحوی که مسئله را به لختیگری و جنسی سازی جَـوّ عمومی بکشاند، پدیده ای که امروزه در غرب و در ممالک دیگر و حتی در جوامع اسلامی بسیار رایج شده است، بلکه زنان و مردان را جهت «فعالیت مشترک» و تأثیر طرفین «در اجتماع» و با آداب و ظاهری «معقول و تمیز» به صحنه می آورد. بدین جهت، از نظر سماء مثلا لباس و پوشش مردمان قرون ماضی برای مسلمین امروزه، چه برای مردان و چه برای زنان چندان قابل تکرار نیست، چرا که ملاک ها و موازین عفت و حرمت به مرور زمان «تغییر و تحول» پیدا کرده، و در هر زمان و مکان و اجتماعی، معیارها و موازین متفاوتی وجود دارد. و همانطور که ذکر گردید «موضع اجتهادی سماء» در میدان عفت و حرمت، در همۀ زمانها و مکانها و جوامع، به تبعیت از قــرآن روی «سه اصل اخلاقی» قـرار دارد: اصل اول، «غضِّ بَصَر» و ســاده چشمی و عدم چشم چرانی است، اصلی که ثــابت و مسلم است و مایۀ «ادب و احترام» ونشانۀ ارزشمندی انسانهاست، وطبعا بشریت را از خِفت و بی ادبی و ازطمع چشمیِ حرام و احمقانه محفوظ میدارد، و آنها را به نگاهی انسانی و تـوحیدی میرساند، و به افـراد و مجتمع، ماهیتی «فوق جنسی» می بخشد. اصل دوم، «سَتـر زینت» و عدم اِبداء زینت ها و نمایش اندامهای جنسی و رعایت «لباس و پوشش مناسب» است، که در هر زمان و مکانی معمول و قابل تشخیص است، اصلی که ثابت و مسلم است و شخصیت و احترام انسانها را حفظ میکند و منعکس کنندۀ جدیت و انسانیت است، بر خلاف «تبرج و لختی گری»، که نشـانۀ هــرزگی و جنسیت بی قاعده بـوده و در واقع عَلَم فحشـاء محسـوب می شود. و اصل سوم، «حفظ فروج» و رعایت پاکدامنی و مهار اندام ها از آلوده شدن به «جنسیت حرام و نامشروع» است، اصلی که ثابت و مسلم بوده و انسانها را از روابط جنسی خارج از زناشویی و عمـومیت یافتن جنسیت و تخریب خــانواده ای که اساس حیـات و تـربیت است محفوظ می دارد. طبعــا این سه اصل توحیدی، شامل همۀ زنان و مردانِ مؤمن و مسلمان می شود، هر چند «سَتر زینت» مختص زنان است. همچنین نحــوۀ اجرای این اصول، خاصتا در میدان «سَتـر زینت» و «غضِّ بَصَر»، تا حدی وابسته به «عرف و عاداتِ» جوامع بشری است.
از نظر موحدین آزادیخواه، و بنابر اَصلح نگری توحیدی، «دیدگاه جنسیتی»، دیدگاهی تبعیض آمیز و غیر توحیدی و نگرشی منحط و عقب مانده تلقی می شود. از این جهت، موحدین آزادیخواه، در میدان عمل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و..... با فهم «تـوحیدی» به زن و مرد می نگرند، بنحوی که هر کسی که مؤمن تر و عاقل تر و لایق تر باشد، افضلیت را از آن خود ساخته است، و در این رابطه مذکر یا مؤنث بودن «ارزش و امتیازی» بحساب نمی آید. و این همان «اَصلح نگری توحیدی» است، اصلی که بیانگر «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ» می باشد. آری؛ نزد موحدین آزادیخواه، زنان و مردان مؤمن و مسلمان، و زنان و مردان عضو سمــاء، خواهران و برادران دینی یکدیگر و «یار و همکار» همدیگر محسوب می شوند، و طبعا «فرُوقات غیر ارادی» و بنابر طبیعتی که بین زنان و مردان وجود دارد (و هر جسمی در جای خود دارای فضیلت است) مد نظر گرفته نمی شود. همچنین موحدین آزادیخواه، در میدان «وظایف و مسئــولیت ها» در رابطه با زنان ومردان چنین می اندیشند: همانطورکه یک مرد میتواند رهبر سماء (سازمان موحدین آزادیخواه ایران) شود، یک زن نیز به همان صورت میتواند چنین موقعیتی پیدا کند، و این وضعیت آزاد و مبنی بر «لیاقت و توانایی و انضباط دینی»، دربارۀ سایر وظایف و مسئولیتها نیز صدق میکند. به عبارت دیگر، عهده داری یک وظیفه و مسئــولیت در سمــاء ربطی به «نوع جنسیت» ندارد، همانطور که ربطی به قوم و نژاد، حَسَب و نَسَب، سن و سال، مدرک و درجه، غنی و فقیر، شهری و روستایی و..... ندارد، بلکه بصورت مستقیم، وابسته به میزان لیاقت و توانایی بالفعل و سطح انضباط دینی است. اینست که خواهران سماء نباید «مُؤنث منش!» باشند! بلکه باید انسان های «موحد و آزادیخواه» باشند، همانطورکه مردان سماء نباید «مُذکر منش!» باشند، بلکه باید انسانهای «موحد و آزادیخواه» باشند، و هر دو جنسِ انسان باید مسئلۀ ذکر و انثی و تفاوتهای طبیعی و غیر ارادی را پشت سر بگذارند، و بجای آن با نگاهی توحیدی و اصلح نگرانه به یکدیگر نگاه کنند. و طبعا روی همین مبنا و نگرش است که در سمــــــــاء بین زنان و مردان، تفــــــاوت «حقوقی و تبعض آمیز» وجود ندارند و «بَعضُهم اَولِیاءُ بَعض» می باشند. و آخر اینکه: زنان و مردان مسلمان و اهل توحید و آزادی، باید عناصری شکوفا، پرشور، محترم، جدی، قوی و..... باشند، و ازجمله زنان عضو سماء باید سربلند، دارای پیشانی باز، و به قول معروف، مرد «دین و زندگی» باشند، نه ضعیفه هایی که سرشان را پایین بیندازند و دراین فکر باشند که چه کسانی به آنها «چشم طمع» می دوزند!!، و اگر هم غیر ناضجین و مردمان کم تربیت، به آنها نگاه اضافی انداختند، باید محتـرمانه به آنها «سلام» کنند، و در صورت وجود زمینه آنها را «ارشاد» نمایند.

سازمــان موحدین آزادیخواه ایـران
۲۲ ذو القعده ۱۴۲۹ – ۳۰ آبان ۱۳۸۷


آخرين ويرايش توسط samaa در تاريخ جمعه، 1 آذر ماه ، 1387 13:07:22; دفعات ويرايش در مجموع 3 مرتبه

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تشکرهاي ثبت شده از ايجاد کننده تاپيک :
taqavi(يكشنبه، 10 آذر ماه ، 1387 20:21:14),  

samaa
كاربر فعال
كاربر فعال

وضعيت: آفلاين
5 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 62
امتياز: 40360
تشکر کرده: 0
تشکر شده 4 بار در 2 پست


ارسالارسال شده در: پنجشنبه، 30 آبان ماه ، 1387 21:03:02    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

www.samaa.org
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت
تنها کاربران عضو سايت قادر به مشاهده لينک ها هستند.
عضويت در سايت / ورود به سايت

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

hosein
كاربر فعال
كاربر فعال

وضعيت: آفلاين
9 تير ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 97
امتياز: 9090
تشکر کرده: 0
تشکر شده 0 بار در 0 پست


ارسالارسال شده در: شنبه، 2 آذر ماه ، 1387 23:26:41    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سماء عزيز سلام

مطلبت خوبه اما طولانيه. اگر چند بخشش كني بهتر نيست؟ تا لااقل آدم سريعتر به مطالب مختلف برسه.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي

samaa
كاربر فعال
كاربر فعال

وضعيت: آفلاين
5 شهريور ماه ، 1387
تعداد ارسالها: 62
امتياز: 40360
تشکر کرده: 0
تشکر شده 4 بار در 2 پست


ارسالارسال شده در: يكشنبه، 3 آذر ماه ، 1387 01:41:18    موضوع مطلب: پاسخ همراه با اعلان

سماء - جواب آقای حسین: تشکر از موضع تأیید آمیزتان. اما در مورد طولانی بودن مطلب: اگر بخواهیم وارد عمق چنین موضوع جدید و حساسیت برانگیزی شویم، شاید «هفت صفحه تشریحات» زیاد طولانی نباشد، خاصتا برای کسانی که با مواضع فکری و عقیدتی سماء آشنایی زیادی ندارند، تشریحات شفاف کننده «راهگشاتر» می باشد.

بازگشت به بالا

رويت مشخصات كاربر ارسال پيغام شخصي
تمامي مطالب ارسال شده:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ به اين موضوع   ارسال تشکر

   Masomi.org صفحه اول انجمن -> ادیان و مذاهب

زمان پيشفرض سايت: ساعت گرينويچ + 3.5 ساعت
صفحه 1 از 1
  
نام کاربري:      کلمه عبور:     

~ يا ~
عضويت در سايت

  


 


Powered by phpBB © 2001, 2008 phpBB Group
Forums ©

 

Powered By PHP-Nuke & Farsi Project By [MashhadTeam] PHPNuke.ir

طراحی توسط : www.Iranwebco.com