سلسله دروس عبدالحميد معصومي تهراني تحت عنوان: بررسي ريشهها و علتهاي عقايد و انديشههاي ديني
اما دسته سوم از تابوها، اشياء و چيزهايي است كه متعلق به تابوها ميباشند.
انسان ابتدايي، علاوه بر توتمهاي حيواني و گياهي بعضي اشياء، كه يا متعلق به توتم ها هستند و يا چيزهاي ديگر متعلق به تابوهاي غير توتم را تابو ميشمارند و آنها را داراي نوعي نيروي روحاني خطرناك ميپندارند.
فرازر ميگويد: انسان ابتدايي بعضي اشياء را كه ميپندارد براي او ترسآور و خطرناك است، تابو ميشمارد. زيرا معتقد است كه در آنها نوعي نيروي روحاني وجود دارد و قابل احترازند؛ مانند سلاحهاي جنگي رؤساي قبايل و جنگجويان و متعلقات آنها.
شايد تابو شدن سلاح جنگي براي آن بوده باشد كه، آنها در اثر كشتن دشمن از روح خطرناك آنان همراه دارند.
اما به نظر ميرسد كه تابو شدن بعضي اشياء نيز برگرفته از تفكر فتيشيسم باشد. هر چند كه غالبا اينگونه اشياء بيشتر از بابت تقدس آنها و نيروهاي مفيد در آنها مورد احترام و استفاده بودهاند. كه در بخش خودش بدان خواهم پرداخت.
اما مهمترين چيزهايي كه در نظر انسان ابتدايي تابو شمرده ميشدند، و حتي متعلقات آنها نيز داراي صفت تابويي هستند، توتمهاي حيواني و گياهي ميباشند. چنانكه در طول بحث عرض خواهم كرد، بيشتر مقررات ديني در توتميسم، در پيرامون تابوهاي مربوط به توتمهاست.
از جمله معروفترين تابوها در جوامع ابتدايي، خون، موي سر و تراشيدن آن، و ناخن گرفتن است. همانگونه كه در بحث آنيميسم عرض كردم، انسان ابتدايي «خون» را محل روح در انسان و حيوان ميدانسته و از اين رو خون را اسرارآميز و مركب روح ميپنداشته است.
روي اين اصل، خون در جوامع ابتدايي خطرناك و تابو شمرده ميشده؛ مخصوصا خون جادوگران، رؤسا و كاهنان قبايل ابتدايي.
ريختن خون نيز تابو و ممنوع است، بخصوص ريختن خون رؤساي قبايل و شاهان جوامع بدوي و قديم، خطرناكتر از لمس آنها شمرده ميشده.
تابو بودن خون و بخصوص ريختن آن نيز اكنون در ميان اقوام متمدن همچنان به قوت خود باقي مانده و كسي كه مرتكب خونريزي شود، سخت مجازات ميگردد. اصطلاح «خونريختن» يا «خونريزي» در زبان و فرهنگ بيشتر ملل متمدن رواج دارد و جنبهي تابويي خود را تا حدي حفظ كرده است؛ تا جايي كه بجاي لفظ «آدمكشي»، بيشتر از اصطلاح تابويي «خونريختن» استفاده ميگردد و اين به جهت غالب بودن بقاياي فرهنگ توتمي بر عقايد و افكار بشر امروزي است. چنانكه پيشتر عرض كردم، انسان ابتدايي، زنان را در حال عادت ماهانه و در دورهي بعد از زايمان، از اين جهت ناپاك و تابو ميدانسته كه از آنها خون ترشح ميشد. امروزه نيز همين عقيده و نظر در اديان متكامل در مورد دوران عادت و نفاس وجود دارد و زنان نبايد در اين دوران برخي اعمال را انجام داده و يا وارد برخي مكانها شوند.
موي سر، ناخن و باقي ماندهي غذاي شخص نيز در نظر توتمپرستان داراي صفت تابويي هستند. علت تابو شدن موي سر و ناخن آن است كه اولا: جزء اعضاي بدن شمرده ميشده و ثانيا: محل تاثير نيروي جادويي هستند.
در برخي از اقوام توتمپرست، كوتاه كردن مو تابو بوده است . در برخي ديگر اين تابو مخصوص جادوگران و رؤساي قبايل ميبوده، و ديگران اجازهي بلند كردن مو را نداشتند، زيرا چون عقيدهمند بودند كه مو داراي تاثيرات جادويي ميباشد، به همين جهت افرادي غير از جادوگران و رؤساي قبايل، نبايد موي خود را بلند كنند؛ تا دچار نيروهاي جادويي كه قادر به كنترل و هدايت آنها نيستند نشوند.
اين عقيده به وجود نيرويي جادويي در مو، امروزه نيز در بسياري از مذاهب و فرق ديني ديده ميشود. در عقايد و اديان مشرق زمين اين تابو بيشتر ديده ميشود؛ مانند هندوها، سيكها و جنگجويان ژاپني و چيني كه اكثرا مردان موهاي خود را بلند ميكردند و اين مو جزيي از روش و آداب آنان بود. اما امروزه در ميان اين فرق تنها سيكها هستند كه همچنان تابوي كوتاه كردن مو به طور عام در بينشان پابرجا مانده است.
در دين يهود نيز قوانيني وجود دارد براي بلند كردن موي سر. بدين معنا كه در بين يهوديان، فرزندان «لوي» (يكي از پسران يعقوب) ميبايست موي سر خود را بشكلي مخصوص بلند نمايند كه اين نوع آرايش و بلند كردن موي سر تنها در ميان فرزندان لوي مجاز بوده و لازمالاجراء است. اما تنها مجازند كه موهاي كنار سر را بلند كنند كه امروزه نيز همچنان اين رسم در ميان آنان رواج دارد. اين افراد در بين بنياسرائيل جزو كاركنان و عمال معبد ميباشند كه بعضيها اين افراد را با حاخامها (روحانيون يهود) اشتباه ميگيرند. اين در حالي است كه در بين يهود اين افراد را «نطوري قرتا» يا «نطوري گرتا» به معني «پاسبانان شهر يا شب» ميخوانند. زيرا اينان پاسبانان معبد و عاملان «كـَهَنه» (جمع كاهن= روحانيون يهودي) بودند. اين افراد مشخص شده (نطوري قرتاها) مجاز بودند كه تابوت عهد و ديگر لوازم معبد را (در زمان معمور بودن معبد سليمان و قبل و پيش از بناي معبد، در خيمهي اجتماع) حمل كنند و وارد محوطه قدس شوند. اين منصب اكتسابي نيست و مانند بسياري از قوانين يهود موروثي ميباشد. چنانكه كاهن اعظم (حاخام اعظم) كه در واقع مرجع ديني يهوديان است، منصبي موروثي است و اكتسابي نيست.
ممكن است كه اين دستور بلند كردن موي سر بطور ناقص، براي فرزندان «لوي» برگرفته از همان عقايد توتمپرستي گذشته باشد كه بر نيروي جادويي مو معتقد است. چنانچه داستان «شمشون» در كتاب «داوران» عهد عتيق خود دلالت بر وجود عقيده به نيرويي جادويي در مو دارد. داستان «شمشون» از اين قرار است كه اين شخص داراي نيروي بدني بسياري بود و هيچ كس ياراي مقابله و مبارزه با او را نداشت. جمعي با يكديگر مشورت كردند و به اين نتيجه رسيدند تا زني زيبا را به پيش شمشون بفرستند و آن زن او را فريفته، راز قدرتمندي او را بفهمد. آن زن شمشون را فريفت و متوجه شد كه راز قدرتمندي او در موهاي اوست. از اين رو موهايش را كوتاه كرد و فردا كه شمشون بيدار شد، قدرت خود را از دست رفته ديد. جماعت او را به راحتي گرفته و به زندان انداختند. در طول زندان موي سر شمشون مجددا بلند شد و در يك مهماني كه سران تشكيل داده بودند تا او را به ديگران از باب عبرتآموزي نشان دهند ناگاه شمشون ستونهاي عمارت را از جاي حركت داد و سقف عمارت را بر سر خود و حاضران خراب كرد. اين داستان كه بطور خيلي خلاصه نقل كردم، تماما بر عقيدهي وجود نيرويي جادويي در مو دلالت ميكند.
در بين مسلمانان نيز برخي از فرق صوفي، به موي بلند اهميت ميدهند و آن را «مظهر» ميخوانند. اين «مظهر» به عقيدهي برخي از فرق صوفي باعث ميشود تا در زمان «حلقهي ذكر» و يا «سما» تمركز و نوعي خلصه ايجاد كند و شخص را به معبود و معشوق متصل نمايد و باعث تذهيب نفس گردد. هر چند در بنياد اسلام و قرآن چنين عقايد و دستوراتي وجود ندارد و غالبا اين عقايد از تفكرات عرفان هندي به عاريت گرفته شده، اما امروزه اين عقايد در بين پيروان تفكرات تصوف وجود دارد، ولي رنگ و لعاب توتمي خود را از دست داده است.
با آنكه در قرآن چيزي مبني بر بلند كردن يا كوتاه كرده مو وجود ندارد و تنها در يك مورد آن هم در اعمال مناسك حج به كوتاه كردن مو و ناخن بطور اصطلاحي اشاره شده است، اما در ميان احاديث؛ روايات بسياري در اين خصوص وارد شده كه بيشتر ريشههاي توتمي در آنها ديده ميشود. بطور مثال در روايات اسلامي آمده است كه پيامبر اكرم(ص) چندين سفارش در مورد موي سر كودكان كرده است؛ كه در زماني مشخص موي سر كودك را بتراشند و هم وزن آن طلا يا نقره صدقه بدهند. زمان ذكر شده نيز در روايات مختلف است؛ از يك هفته بعد از تولد، تا يك سال در روايات هست. همچنين ميگويند كه پيامبر(ص) اين روش را در مورد حسنين(ع) اجراء كرده است. امروزه نيز ديده ميشود كه بعضي افراد نذر خود را بر اساس موي سر خود يا فرزندشان مقرر ميكنند. مثلا نذر ميكنند كه موي سر خود يا فرزند پسرشان را تا يك سال كوتاه نكنند و سپس در جايي مشخص مانند حرم امامان يا جايي مقدس، مو را تراشيده و به وزن آن طلا يا نقره صدقه بدهند.
مشابه همين روش را نيز در ميان قبايل توتمپرست مشاهده ميكنيم. بطور مثال در ميان قبيلهي «فيجي» موي سر افراد نوبالغ قبيله را ضمن مراسم و تشريفاتي مذهبي ميچينند كه اين مراسم با دستور و اجراي كاهن قبيله انجام ميگيرد.
به هر روي اين عقايد در مورد بلند كردن موي سر يا كوتاه كردن آن در هر آيين و ديني كه باشد، ريشههاي توتمپرستي دارد.
بلند كردن و رنگ نمودن ناخن نيز يكي از تابوهايي بوده كه غالبا جادوگران قبايل مجاز به آن بودند. اين عمل كه روزگاري نشان قدرتهاي مقدس بوده به مرور تبديل به نشانههاي شرارت و خباثت گرديده است. بشكلي كه امروزه در تصاوير و نقاشيها، نيروهاي شيطاني با ناخنهايي بلند و تيز به تصوير كشيده ميشوند. ولي با تمام اين اوصاف، امروزه بلند كردن يا رنگ نمودن ناخن هر دو جنبهي خباثت يا قداست خود را از دست داده و تبديل به نوعي آرايش براي زنان درآمده است؛ در صورتي كه تا چند قرن پيش بلند بودن ناخن، چه براي مرد و چه زن نشانهاي از اهريمني بودن فرد را داشت.
جداي از اينها، مو و ناخن در بين قبايل ابتدايي، نوعي فتيش نيز بوده است، كه در جادوگريها از آن استفاده ميشده. زيرا به عقيدهي توتمپرستان، مو و ناخن داراي بخشي از روح شخص است. به همين دليل سعي ميكردند تا مو و ناخن خود را به دور از چشم دشمنان بچينند و در جايي ناشناس مخفي يا دفن كنند تا مبادا به دست دشمنان افتاده و به بوسيلهي آن، شخص را دچار جادو نمايند. اتفاقا اين عقيده، امروزه نيز در بين مردم رواج دارد و اكثر كساني كه مبادرت به جادو و دعانويسي ميكنند، به مو و ناخن بسيار اهميت ميدهند.
مجددا در همين مورد ميان روايات اسلامي، احاديث مختلفي را در آداب گرفتن ناخن و كوتاه كردن مو ميبينيم كه عينا برگرفته از افكار توتميسم و فتيشيسم است. بسياري سعي كردهاند كه براي اين روايات دلايل علمي اقامه كنند كه مثلا: چون مو و ناخن قابل هضم در دستگاه گوارش نيستند از اين رو در روايات آمده است كه حتيالمقدور مو و ناخن را در شب يا در داخل منزل نگيرند و سپس آن را در زير خاك مدفون نمايند. اگر چه هضم نشدن مو و ناخن بوسيله دستگاه گوارش يك موضوع ثابت شدهي علمي است اما واضعان و سازندگان اينگونه روايات، بيشتر تحت تاثير افكار توتمي و فتيشي بودهاند؛ كه در مبحث فتيشيسم بدان خواهم پرداخت كه اصول اين عقايد چيست و تا چه مقدار معتبر است.
ادامهي مبحث تابوها (بخش پنجم)
ابتداي مبحث تابوها
ابتداي مبحث توتميسم
کلمات کليدي : |