مگر نه این است که همین امروزه بسیاری قرآن را تنها برای ایرادگیری ورق میزنند؟ مگر نه این است که عدهای قرآن را میخوانند تا ببینند که چند مرتبه کلمهی قتل و مشتقات آن در بین آیات بیان شده؟ همه نیز مسرور از کشفیات خود!، یافتههایشان را انتشار میدهند. جای بسی تعجب است، خداوند عالم قادر متعال که حیات و ممات جهانیان در دست اوست و پیامبران از آدم تا خاتم(ص) را مبعوث کرده، دلیل صحت رسالت پیامبر اکرم(ص) و نزول قرآن را تصدیق کتب تورات و انجیلی که در دستان مردم موجود بوده میداند؛ ولی ما در تکفیر و تردید به آن. زیرا درون پیلهی اصول نظری خود گیر افتادهایم و چیزی خارج از آن را برنمیتابیم. صد افسوس که علماء یهود و مسیحی نیز هر یک در پیلههای خود در داماند. شکی نیست وقتی بخواهیم کتب مقدسی را با پیش داوری خود مطالعه کنیم نتیجه مشخص است. با چنین روشهایی و با تکفیر و تحریم یکدیگر چگونه میتوانیم به سفارش قرآن:«تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم.....» عمل نماییم؟. خداوند عالم و قادر در قرآن مجید شرط رستگاری را در سه چیز خوانده است که هر کس به آن معتقد بوده و عمل نماید هیچ خوف و هراسی نخواهد داشت «ان الذین آمنوا و الذين هادوا و النصاری و صابئين من آمن بالله و الیوم الآخر و عمل صالحا فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف علیهم و لا هم ویحزنون»(بقره-62 و مائده-69) آیا استاد ارجمند در کتب تورات و انجیل دستوری خلاف این سه شرط را مشاهده فرمودند؟ توجه فقیه ارجمند را به این نکته جلب میکنم که اولین مبلغ و تایید کنند تورات و انجیل، قرآن مجید بوده و قرنها قبل به اين عمل حرام! دست زده است و آن کتب را نور هدایت معرفی کرده. حال ما میتوانیم بدون در نظر گرفتن مدارک و مستندات، با هزار دلیل که عمده مجعول و خودساخته است اثبات کنیم آن تورات و انجیلی که قرآن منظورش است، اکنون وجود ندارد. آیا این روشی علمی است؟ حقانیت قرآن و اسلام را نمیتوان با تکفیر دیگران اثبات کرد. كمااينكه خود قرآن چنين نكرده، بلکه حقانیت قرآن و اسلام در بیان اعجازگونه و معارف و الهیات قوی و احترام به دیگر ادیان ابراهیمی اثبات میشود. آنچه كه قرآن و اسلام از بشر انتظار دارد توجه به توحيد، ايمان به آخرت و انجام اعمال نيك و در يك كلام انسان زيستن و انسان مردن است. این کمترین، سالها در مورد کتب مقدس تحقیق کردهام. نه تحقیقی مانند دیگر محققین گرامیمان؛ که در پستوی خانه، کتابهای گزينشي مختلف را ورق بزنم و سپس افاضهی فیض نمایم. رفته، گشتهام؛ نسخههای گوناگون را یافته دیدهام، زبان اصلی آن کتب را آموخته و محلهای مختلفی را از نزدیک مشاهده كردهام. قطعا با بررسیها و تحقیقاتی که به عمل آوردم، قرآن و اسلام دارای تفکر و منطقی بس غنی و منحصر بفرد است، ولی این بدان معنی نیست که کتب انجیل و تورات تهی از معارف و اخلاقیات باشند.
د) حضرتعالی در استدلات خود در رد تورات فرمودهاید: «تورات فعلي و كتابهاي ملحق به آن كه به مجموع آنها نيز تورات گفته ميشود و نزد يهود و مسيحي ها حجت ميباشند مشتمل اند بر خرافات بسيار و نسبت هاي ناروا به خدا و به پيامبران الهي به گونه اي كه هيچ قابل توجيه نيست، و با كتاب وحي بودن منافات كامل دارد» سپس به داستان لوط و هارون و داوود و سلیمان اشاره کردهاید که در تورات به شخصیت آنان توهین شده است.
استاد گرامیم؛ چرا انتظار دارید همه عالم هر چیزی را از روزنهی دیدگاه ما ببینند؟ شما كه انساني روشن هستيد و در گفتارتان براي هر انديشه و نظري ارزش و احترام قايلايد. حضرتعالی بهتر میدانید که مسئله عصمت آنگونه که مورد اعتقاد شیعه است، سواد جماعت مسلمانان اهل سنت قبول ندارند و عصمت را تنها در رسالت میدانند و از این رو حتی پیامبر اسلام(ص) را مبری از خطا و اشتباه نمیشناسند. حال باید توجه داشت شخصیتهایی را که نام بردهاید از نظر ما پيامبرند ولي اساسا از نظر کتاب مقدس پیامبر نیستند. تعاريف و تعابير و شرايطي را كه ما براي پيامبر قايليم با تعاريف و تعابير و شرايط ديگران متفاوت است. لوط طبق کتاب مقدس، پیامبر نبوده است. لوط پسر برادر ابراهیم و از همسفران وی بوده است (پیدایش ۱۱ : ۲۷-۳۰). حتی ابراهیم پاتریارک نیز، آنطور که موسی یا حتی ارمیا و اشعیا نبی بودهاند، نبی نبوده است. کتاب مقدس، هارون را پیامبری چون موسی دریافتکنندهی شرایع، نمیداند، بلکه تنها سخنگو و زیردست موسی معرفی میکند. هرچند، قرآن، در آیهی ۴۸ سورهی الانبیاء، هارون را در کنار موسی، دریافتدارندهی تورات دانسته است.
البته، طبق کتاب مقدس، انبیاء هم انسانهایی مانند مردم زمان خودشان بودند که بر اساس پیشدانی و مشیت خداوند، گاه تحت هدایت و پشتیبانی روحالقدس قرار میگرفتند. بر اساس کتاب مقدس به هیچ عنوان، الزامی نیست که انبیاء را در حالت کلی عاری از خطا و گناه بدانیم.
داوود و سلیمان هم پیامبرنبودند، بلکه پادشاهان مسح شدهی اسرائیل بودهاند. چنانچه به کتاب دوم سموئیل ۱۲ : ۱-۱۸ مراجعه فرمایید میبینید که داوود در آنجا توسط ناتان نبی مورد سرزنش واقع میشود و محکوم میگردد. داوود هم با اینکه پادشاهی است مقتدر و پرجلال، در مقابل این مرد ساده پوش و تنها، به زانو میافتد و توبه میکند. چه پیام خوبی دارد این داستان برای ایران امروز، که حاکمان، خود را تلویحا مقدس و ... میدانند، و هرگونه توهین و انتقاد و استهزاء به خویش را هم سطح توهین به خدا و پیامبران تلقی مینمایند! آیا این خود پیامی اخلاقی نیست؟.
داوود پادشاه برگزیدهی خداوند بود که البته این به هیچعنوان به این معنا نبود که داوود گناهی نمیکرد و خطاناپذیر و شخصیتش برای مردمش نقد ناپذیر باشد. البته خداوند در عینحال انبیاء و کاهنان و دانشمندان ملهمی را نیز در اسرائیل میگماشت و اسرائیلیان را با داوود تنها رها نمیکرد.
بحث در مورد کتب مقدس بسیار مفصل است که در این مقال نمیگنجد ولی آنچه باید بدان اشاره کنم آن است که قضاوت در مورد کتب تورات و انجیل صرفا با استناد به ترجمهها کار محققانهای نیست و میبایست به متون اصلی آن مراجعه کرد. زیرا حقیر تا کنون ترجمهی درستی از این کتب ندیدهام و متن اصلی با متون ترجمه شده تفاوتهای بسیار دارد. ضمن اینکه غالب کتبی که در باب کتابهای مقدس از سوی برخی مسلمانان نوشته شده، مملو از جعلیات و سرهم بندیهای عجیب است که بر گرفته از تعصبات فرقهای است. بنده نمی دانم که حقیقتا آیا نویسندگان این کتابها قصد خدمت به اسلام را دارند یا غیر مستقیم به اسم دفاع از اسلام میخواهند باعث مضحکهی عقاید مسلمین در بین دانشمندان و اذهان عمومی غیر مسلمان شوند؟ اصولا بررسی هر موضوعی باید با روشی علمی و به دور از تعصبات و اغراض با توجه به مدارک و منابع دقیق و صحیح صورت پذیرد. بطور مثال به موضوعي اشاره مينمايم كه ممكن است حضرتعالي نيز در جريان باشيد. چند سال پيش در روزنامهي ايران خبري انتشار يافت مبني بر اينكه: يك هنرمند منبتكار مشهدي قسمتي از كشتي حضرت نوح(ص) را كه در كوههاي ارارات روسيه كشف گرديده و در موزه تاريخ مسكو نگهداري ميشود، بازسازي كرده است. در آن قطعه كشف شده اسامي پنجتن آلعبا(ع) به خط عبري حك شده است. حقير پيگير موضوع گرديدم و نتيجه آن شد كه اصل خبر و کشف و وجود چنين قطعهاي در موزه يا دانشگاه تاريخ مسكو كذب محض است. متاسفانه جاعلين به خود زحمت هم نميدهند تا از يك متخصص زبان و تاريخ كمك گرفته جعل خود را علمي قالب كنند. خطي كه در اين قطعه جعلي بكار گرفته شده خطي عبري است كه در دوران حضرت نوح(ص) اصلا متداول نبوده و بعدها ابداع شده است. ضمن اينكه اسامي كه به عبري آرامي ذكر شده بي معني است. همين مشخص ميكند كه سازندهي اين اثر اطلاع صحيحي از خط عبري و آرامي و عقايد و نامها نداشته است. به نظر حقير اينگونه جعليات و سند سازيها نهتنها باعث اثبات چيزي نميشود بلكه مخرب نيز هست وچهرهي منطقي و واقعگرايانهي اسلام را واژگونه جلوه ميدهد.
میبخشید که زیادهگویی شد و وقت مبارک را گرفتم. اما از باب اشکال در بحث لازم دیدم در حد خلاصه مطالبم را به عرض برسانم، اگر چه مبحث بسیار وسیع است و چنانچه قرار باشد به تمامی نکات بطور وسیع پرداخته شود مثنوی هفتاد من خواهد گردید. به هر حال امیدوارم توانسته باشم در بخش اول منظورم را انتقال دهم.
حضرت آیة الله، به نظر حقیر در عصر حاضر که عصر ارتباطات و دهکدهی جهانی میباشد، در معادلات بین المللی میبایست روندی جدید در پی گرفت تا بتوان از ماهیت دینی، مذهبی و ملی، دفاعی صحیح کرد و اکتفا به روشهای سنتی صرف، اثر مطلوب را نخواهد داشت.
در آخر ضمن پوزش مجدد، از خداوند متعال سلامت و توفیق روزافزون حضرتعالی را در تبلیغ معارف حقه اسلامی خواهانم.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
الراجی، عبدالحمید معصومی تهرانی