جمهوري اسلامي از آغاز كوشيده است انقلاب ايران را براندازي نهاد سلطنت و نفي مطلق تاريخ پادشاهان گذشته بداند؛ اما يادكرد دوره پادشاهي صفوي به تازگي در گفتار سياستمردان جمهوري اسلامي پررنگ شده است.
يادآوري عهد صفوي تازه نيست و همواره در زبان روحانيان حاكم، نماد اوج قدرت سياسي روحانيت و بدل شدن تشيع به ايدئولوژي حكومت بوده است. 
كنگرهبزرگداشت شيخ بهايي كه به تازگي در مشهد برگزار شد، عرصه اي آشكار براي ستايش پادشاهان صفوي و توجيه همكاري علما و فقها با آنان بود.
در اين كنگره، اكبر هاشمي رفسنجاني، رييس مجلس خبرگان و مجمع تشخيص مصلحت نظام سخناني را در مدح دوران صفوي و مقام شيخ بهايي بيان كرد.
پيشتر نيز، وي در كنگرهبزرگداشت ملامحسن فيض كاشاني، از علماي عهد صفوي گفته بود:"در دوره صفوي بود كه ايران سراسر هويتي شيعي پيدا كرد و در اين دوره بود كه با تكيه بر عميقترين احساسات مردم، روحانيت با حكومت همراه شد."
در همين سخنراني وي تاكيد كرد:"اگر روحانيت دچار انزوا شود، مشكلات واقعي در كشور ايجاد ميشود و خود روحانيت هم نبايد تسليم انزوا شود."
همچنين آيت الله علي خامنهاي، رهبر جمهوري اسلامي نيز در سخنراني اخير خود در دانشگاه علم و صنعت از ضرورت "شجاعت در برابر هيبت دشمن" سخن گفت و تصريح كرد:"آن روزي كه شهر اصفهان در دوره شاه سلطان حسين مورد غارت قرار گرفت و مردم قتل عام شدند و حكومت باعظمت صفوي نابود شد، خيلي از افراد غيور بودند كه حاضر بودند مبارزه و مقاومت كنند، اما شاه سلطان حسين ضعيف بود."
در جدل و جنجال جناحهاي سياسي، كساني سخن وي را ناظر به محمد خاتمي يا عبدالله نوري دو فرد مطرح براي نامزدي رياست جمهوري آينده ايران تعبير كردند.
به نوشته روزنامه كيهان، عبدالله نوري ظاهرا گفته است:"به نظر ميرسد پادشاه وقت صفويه چاره را در آن ديد كه قدرت خود را فداي كشور نكند. او مي دانست كه سرنگون خواهد شد. پس از اين رو بهتر ديد كه كنار برود و بدين ترتيب ايران و شهرها و ميراث فرهنگي و تاريخي حفظ شود."
عهد صفوي، رؤيايي شيرين يا الگويي سياسي؟
دوره پادشاهي صفوي براي روحانيان شيرين ترين خاطره تاريخي مينمايد. اين دوره، نخستين تجربه كامياب دولت شيعي در ايران است.
عهد صفوي همواره در زبان روحانيان حاكم، نماد اوج قدرت سياسي روحانيت و بدل شدن تشيع به ايدئولوژي حكومت بوده است
شاه اسماعيل، بنيادگذار سلسله صفوي، خود رهبر فرقهاي صوفي بود و كوشيد منش ديني خود را اساس سياست قرار دهد.
در ايراني كه اكثريت آن با اهل سنت بود، وي با جنگاوري و سلحشوري و به قهر و خشونت مذهب مردم عادي را از تسنن به تشيع تغيير داد و گفت:"اگر رعيت حرفي بگويد شمشير ميكشم و يك كس را زنده نميگذارم."
پادشاهان صفوي از عالمان شيعي جبل عامل لبنان كه رهبران اقليت شيعه تحت امپراتوري عثماني قلمداد ميشدند، براي حضور در دربار پادشاهي دعوت كردند. اين فقيهان نظام روحانيت تازهاي را پي ريزي كردند و تحولي عميق در فقه پديد آوردند و فقه شيعي را در خدمت اداره سياسي كشور قرار دادند.
اما عهد صفوي تنها از آن رو كه روياي گواراي قدرتي از دست رفته براي روحانيان را تداعي ميكند، اهميت ندارد.
پس از آنكه در پي حمله اعراب، ايران زمين تجزيه شد و به حكومتهاي محلي و قبيلهاي سپرده شد، صفويان آرزوي احياي شوكت ديرين ايران زمين را در دل پرواندند و كوشيدند مرزهاي ايران را تا جاي ممكن گسترش دهند و حشمت ايران دوره ساسانيان را بازگردانند.
در همين دوره، ايران به قدرت منطقهاي عظيمي بدل شد كه با جهان اسلام و امپراتوري عثماني رقابت مي كرد.
پادشاهان صفوي با برگزيدن ديپلماسي ويژه اي تلاش ميكردند به اروپاييان نزديك شوند و در ائتلاف با دولتهاي مسيحي توازن قدرت با امپراتوري عثماني را در منطقه حفظ كنند.
شماري از تحليلگران سياسي بارها تاكيد كرده اند كه دست كم برخي از رهبران ايران در آرزوي پديد آوردن يك «امپراتوري» در منطقه خاورميانه هستند، اما اين بار احياي امپراتوري را نه در ائتلاف با دولتهاي مسيحي كه در چالش با اين دولت ها ممكن ميدانند.
عهد صفويه در برابر دوران مشروطيت
هرچه خاطره عهد صفوي براي روحانيان حاكم شيرين است، يادآوري دوران مشروطيت كام آنان را تلخ ميكند.
روحانيان حاكم، دوران مشروطيت را آغاز شكل گيري نهادهاي مدرن در ايران و كوتاه شدن دست آنان از نهادهاي سياسي و حقوقي و آموزشي ميانگارند.
بسياري از سياستمداران ايراني به مناسبتهاي مختلف، در باره "تكرار تجربه مشروطيت" هشدار داده اند و دانشگاهيان و روشنفكران را مسئول انزواي سياسي نزديك به سه ربع قرن خود ميدانند.
آيت الله خميني و ديگر رهبران روحاني، شخصيتهايي چون شيخ فضل الله نوري را كه به دست مشروطه خواهان كشته شد، تقديس كردهاند.
هرچه خاطره عهد صفوي براي روحانيان حاكم شيرين است، يادآوري دوران مشروطيت كام آنان را تلخ ميكند. روحانيان حاكم، دوران مشروطيت را آغاز شكل گيري نهادهاي مدرن در ايران و كوتاه شدن دست آنان از نهادهاي سياسي و حقوقي و آموزشي ميانگارند.
شيخ فضل الله نوري در تاريخ مشروطيت نماد جبهه اسلام خواهي در برابر تجددطلبي و دشمن آزادي و برابري شناخته ميشود.
در عوض، اندك روحانياني كه به مشروطهخواهان نزديك بودند و از اين جنبش حمايت ميكردند، هيچ يك در گفتار رسمي جمهوري اسلامي جايگاهي بلند ندارند.
از سوي ديگر، آيت الله خميني روحانياني را كه با دربار پهلوي همكاري مي كردند، "روحاني درباري" نام داد و آنها را فاسد و منحرف خواند؛ اما از روحانياني كه مانند محمد باقر مجلسي يا ملااحمد نراقي، مقامي منيع در دربار صفوي و قاجار داشتند، ستايشي احترامآميز كرد.
حتي روحانياني كه در دوره محمدرضاشاه پهلوي گرايشي انقلابي نداشتند يا مانند حسينعلي راشد در دانشگاه تدريس و در راديو وعظ مي كرددند، در جمهوري اسلامي مغضوب و مهجور ماندند.
تاريخ سازي، نيازي سياسي
ساختن روايتي رسمي از تاريخ، نيازي سياسي است. حكومتهاي غيردموكراتيك بيش از حكومتهاي ديگر تاريخ سازي را ضروري ميبينند.
با ساختن روايتي رسمي از تاريخ، حكومت ميكوشد خاطره جمعي را مصادره كند؛ زيرا جا انداختن مشروعيت سياسي حكومت با اين كار ممكن ميشود.
اگر همگان روايت حكومت از گذشته را بپذيرند، به واقع به معيارها، ارزش گذاريها و الگوپردازي هاي كنوني آن حكومت هم تن دادهاند.
حكومت تنها دلمشغول اكنون و آينده نيست؛ بلكه سخت نگران پرداختن تصويري خاص از گذشته نيز هست و از طريق نظام آموزشي، رسانه و ديگر ابزارها روايت رسمي خود از تاريخ را شكل ميدهد و بر خاطره جمعي تحميل ميكند.
اما تاريخسازي حكومت ميتواند بازي خطرناكي باشد و حتي براي خود حكومتگران توهمبيافريند.
بر خلاف عقيدهعمومي، تاريخ هرگز تكرار نميشود و هر حادثه تنها يك بار در گذر تاريخ رخ ميدهد. اگر در روايتي رسمي، حكومتي بكوشد دوره اي تاريخي را الگوي خود قرار دهد يا با استناد به موفقيت آن دورهتاريخي، راهِ برگزيده كنوني خود را موجه و مشروع بينگارد، دچار خطايي معرفت شناختي شده كه ممكن است پيامدهاي عملي سهمگيني داشته باشد.
دوره صفوي يا مشروطيت، وراي نيك و بد آن، زماني از دست رفته و سپري شده اند. منطق معادلات سياسي كنوني با ارجاعهاي تاريخي قابل توضيح نيست. حكومتهايي كه به منطق زنده، جاري و متحول سياسي هر روزه اعتناي بيشتري دارند، كمتر پرواي تاريخ سازي، قهرمانپردازي و دستكاري حافظه جمعي ميكنند.
مهدي خلجي
پژوهشگر مسايل اسلامي
کلمات کليدي : مقالات و مطالب کاربران الزاما بیان گر دیدگاه ها و مواضع این پایگاه نمی باشد و صرفا نظرات شخصی نویسنده ی آن است. |