سلسله دروس عبدالحميد معصومي تهراني تحت عنوان: بررسي ريشهها و علتهاي عقايد و انديشههاي ديني
نوع چهارم تابوها، بعضي كلمات و الفاظ و نامهاي اشخاص است.
قبايل بومي در استراليا، آمريكاي شمالي و بعضي اسكيموها، نام هر كس را جزيي از شخصيت و ماهيت او ميشمارند. مثلا بوميان امريكاي شمالي و بسياري از قبايل «آتلانتيك» معتقدند كه نام اشخاص مانند چشم و يا دندان، جزيي از اعضاي بدن آنهاست. از اين رو در ميان بعضي از قبايل «اسكيماكس» رسم است كه وقتي اشخاص پير و فرتوت ميشوند، نام خود را تغيير ميدهند؛ يعني نام پير خود را با يك نام جوانتري عوض ميكنند، زيرا معتقدند كه با تغيير نام، ماهيت و شخصيت نيز عوض و جوان ميشود.
بوميان استراليا معتقدند كه اگر نام كسي را روي چيزي بنويسند و آن را با خود ببرند، قسمتي از روح صاحب آن نام را بردهاند؛ از اين رو آنها ميكوشند كه نامشان به دست دشمن و بيگانه نيفتد. زيرا دشمن ميتواند بوسيلهي نام شخص بر روح او صدمه رساند؛ بدين مناسبت، توتمپرستان هميشه مواظب نام خود هستند، و نزد آنها نامهاي بعضي اشخاص مقدس و تابو است. بدين جهت نبايد نام آنها، كه اغلب رؤسا و كاهنان قبيله بودند را بر زبان بياورند و تلفظ كنند. بلكه بجاي آن نام، يعني بجاي نام شخصي آنها، از القاب و رموز استفاده ميكنند. روي اين مبنا در ميان بعضي قبايل استرالياي مركزي، هر كس غير از نام شخصي خود كه تابو و سري است، يك نام عمومي و رمزي به خود ميگذارد؛ كه امروزه بدان نام مستعار ميگويند.
امروزه نيز اينگونه تفكرات در بين پيروان اديان مختلف به شكلهاي گوناگون وجود دارد. ظاهرا اين تابوي نامها، بيشتر متاثر از جادوگري ابتدايي بوده است. كمااينكه اشخاصي كه امروزه مدعي دعانويسي و رمالي هستند، استفاده از نام اشخاص را براي نوشتن دعا و غيره، امري لازم ميدانند و در واقع نام افراد، كليد اصلي كاركرد دعاهاي نوشته شده ميباشد. اين مبحث داراي ابعاد مختلفي است كه آن را در بخش جادوي ابتدايي عرض خواهم كرد. زيرا بسياري از افكار و عقايدي كه در اين خصوص امروزه وجود دارد، غالبا بر گرفته از همان جادوگري ابتدايي است كه تنها روش آن تغيير پيدا كرده و با آنكه برخي از آن عقايد، داراي واقعيت بوده و تقريبا اساسي علمي نيز ميتواند داشته باشد، ولي عموما افكار و عقايدي خرافي بوده و تنها برگرفته از ضعفي است كه بشر ابتدايي در مواجهه با بلاياي طبيعي داشته است.
همچنين از جمله تابوهاي نامها آن است كه افراد قبيله نبايد نام شخصي ِبزرگان، مانند رئيس و جادوگر قبيله را تلفظ نمايد. اگر مرتكب چنان تابويي شود، مقررات تابويي را نقض كردهاند و بايد مجازات شوند. تابو بودن تلفظ نام بزرگان قبيله، ناشي از مقدس بودن آنهاست، برخلاف تابو بودن تلفظ نام مردگان كه ناشي از ناپاكي و پليدي آنها ميباشد. زيرا در ميان بيشتر قبايل ابتدايي در استراليا، جزاير پلينزي و آفريقاي مركزي، تلفظ نام متوفي و مرده تابو شمرده ميشود. در ميان بعضي قبايل تلفظ نام متوفي، در ايام طولاني سوگواري او فقط تابو است، و در ميان برخي ديگر براي هميشه تابو ميباشد.
فرويد ميگويد: در ميان برخي از قبايل، اعتبار منع تلفظ نام متوفي و عوارض تابويي آن محدود به دورهي سوگواري است؛ ولي در ميان بعضي ديگر دائمي است و منع تلفظ نام متوفي را بطور كلي با دقت فراوان ميكنند. زيرا برخي از قبايل آمريكاي جنوبي بر زبان آوردن نام ميت را در برابر خويشان بازماندهِ وي، به منزلهي بزرگترين توهين نسبت به آنها ميدانند و مجازات آن همان كيفري است كه براي قتل مقرر است. از اينجاست كه «ماساييها» در آفريقا به تدبيري متوسل شدهاند، و آن تغيير دادن نام متوفي است كه بيدرنگ پس از مرگ او انجام ميشود، از آن به بعد ميتوان بدون ترس نام تازهي متوفي را تلفظ نمود.
قبايل استراليايي ناحيهي «آدلائيد» و خليج «اينكاونتر» احتياطهاي بيشتري ميكنند؛ يعني پس از مرگ يك نفر، جميع افرادي كه نامي شبيه نام متوفي دارند را تغيير ميدهند.
علت منع تلفظ نام مرده اين است كه قبايل بدوي، ترسي را كه از روح مرده دارند، ميترسند كه او بوسيلهي تلفظ نامش بسوي آنها باز گردد و به آنها آسيب و آزار برساند؛ از اين رو، از تلفظ نام او احتراز ميكنند. آنان به بعضي از تشريفات متوسل ميشوند كه منظور از آن تشريفات اين است كه روح مرده را از خود دور كنند. مثلا لباسهاي عجيب بر تن ميكنند تا روح متوفي نتواند بازماندگان خود را بشناسد؛ زيرا بنا به قول «وونت» انسان ابتدايي عقيده دارد كه روح انسان پس از مرگ خطرناك و تبديل به شيطان ميشود.
انواع تابوهايي كه مورد اشاره قرار گرفت، نمونههايي بودند از انواع تابوهاي زياد، كه در جامعهي توتميستي قبايل ابتدايي، روابط افراد را نسبت به يكديگر تعيين ميكنند و مقررات اجتماعي آنها را تشكيل ميدهند؛ اگر چه بعضي از آنها از ديد ما بسيار مضحك و خرافي ميآيد، ولي «دوركهيم» معتقد بوده است: «ممنوعات يا تابوها در جامعههاي بدوي، اساس امور اخلاقي و اجتماعي اقوام ابتدايي را تشكيل ميدهند و منشا پيدايش علوم اخلاقي و مدني و علم حقوق در جامعههاي مترقي ميشوند، و به تدريج توسعه و تكامل مييابند و مسايل واجبات و محرمات و مكروهات و مباحث اديان ملل را بوجود ميآورند».
تا اينجا انواع تابوها را از نظر مفهوم و موضوع عرض كردم. در مبحث آينده بخش مناسك و آداب ديني توتمپرستي را مورد بحث قرار ميدهيم و در ضمن بررسي، به بعضي تابوهاي ديگر نيز اشاره خواهم نمود.
ابتداي مبحث تابوها
ابتداي مبحث توتميسم
مبحث مناسك و آداب توتميسم
|