سوال:
بدون شک یکی از اصلیترین وظایف و مسئولیتهای امام ، حکومت کردن بر مردم است.
وهمچنین بدون شک هیچ کس حق حکومت کردن بر مردم حتی در امور شخصی وامورغیردینی را نداشته و ندارد ، مگر اینکه یا تمام مردم بالاتفاق آن حاکم را بپذیرند ، یا اینکه حاکم توسط خداوند ولو با واسطه انتخاب شود.
و غیر از این دو راه ، راه مشروع دیگری وجود ندارد. چه اینکه ، اکثریت مردم یا بزرگان اگر حاکمی را انتخاب بنمایند نمی توانند اقلیت را مجبور کنند تا از حاکمی که منصوب توسط اکثریت است ، تبعیت کنند. اکثریت چنین حقی ندارند مگر اینکه دستور شرعی خاصی در این زمینه وجود داشته باشد که باز می شود منصوب از ناحیه خداوند.
حالا ... چون در مقام عمل اتفاق نظر تمام مردم بر روی یک حاکم ( بر روی یک شخصی ) ممکن نیست یعنی عملا اتفاق نمی افتد که تمام مردم از حاکمیت یک نفر راضی باشند (که تاریخ هم ثابت کرده است)، لذا تنها راه عملی منحصر میشود در انتخاب از طرف خداوند ، یعنی این فقط خداست که میتواند حاکم را انتخاب کند و این از نظر ما میشود یک انتخاب مشروع ، و راه دوم هم (یعنی اتفاق جمیع مردم) ، همانطور که بیان شد ، گرچه محال عقلی نیست اما عملا شدنی نیست.
پس تنها راه عملی، فعلی شدن حکومت یک حاکم مشروع وقانونی ، منصوب شدن از ناحیه خداوند میباشد، لذا ما می گوییم در جمهوری اسلامی رأی اکثریت مردم بدون امضاء ولی فقیه (که منصوب بنحو عام از ناحیه امام معصوم«ع» است) مشروعیت ندارد.
پاسخ:
طبق نص صریح و روشن قرآن، اصلیترین وظیفهی انبیاء، ابلاغ رسالت است نه حکومت کردن بر مردم.«و ما نرسل المرسلین الا مبشرین و منذرین» «ما هیچ پیامبری را مبعوث نکردیم مگر برای بشارت و انذار دادن به مردم». «و ما انت الا البلاغ المبین» «ما تو را مبعوث نکردیم بجز برای ابلاغ دستورات الهی بشکلی آشکار و روشن» پیامبراسلام(ص) از دیدگان قرآن در موقعیت انسانی هیچ تفاوتی با دیگر مردم نداشته است بجز آنکه به او وحی میشد و از این رو برای امت مقام پدری داشته نه حکومتی؛ چنانچه آیهی:«النبی اولی بالمومنین علی انفسهم» دلالت بر مقام پدری برای امت را دارد، زیرا بلافاصله میفرماید«و ازواجه امهاتکم» «و همسران پیامبر به مثابه مادران شمایند» یعنی پیامبر(ص) در مقام پدر امت است و از این رو اولویت بر مومنین دارد نه مقام سروری؛ و همسران او نیز مادران مومنین هستند. گذشته از این خداوند به پیامبرش تذکر میدهد که او حتی وکیل مردمان نیست «و ما انت علیهم بوکیل» کسی که قرآن او را در مقام وکالت هم قرار نداده، چگونه اجازه حکومت کردن بر مردم را داده است؟ خداوند تعيين حاكم را در اختيار خود مردم گذاشته و بسيار بجا بود تا تنها يك آيه از قرآن ذكر ميكرديد كه خداوند صراحتا تعيين حاكم را از جانب خود خوانده باشد. امامان(ع) نيز قطعا بايد پيرو كتاب و سيره پيامبر(ص) باشند و نميتوانند خارج از اصول عمل كنند و نميكردند. با عرض معذرت بايد بگويم مسايلي را كه فرموديد نه بنيان علمي دارد و نه ديني ؛ بيشتر مغلطهاي است كه در دوران مختلف تاريخي، برخي حاكمان سعي داشتند اعمال خود را به جهت جلوگيري از انتقادات و اعتراضات رنگ و لعاب ديني و خدايي بزنند تا منصب قدرت خود را حفظ نمايند.
کلمات کليدي : |