به این ترتیب در فرهنگ سیاسی ما، حاکمان ظالم و ضد دین، دیکتاتورهای مستبد و سرمایه داران، دشمنان اصلی ملت معرفی و تمام مشکلات و ایرادات جامعه را به آنها نسبت داده و نابودی آنها را تنها راه رسیدن به سعادت و خوشبختی میدانند.
وجه اشتراک دیگری نیز بین هرسه گروه وجود دارد و آن خوشبینی و امیدواری نسبت به آینده است. هیچکدام نگران فردای پس از پیروزی نیستند. اسلامگرایان به اقشار رنج کشیده و پابرهنه اطمینان دارند، بر این عقیده هستند که افراد برخاسته از این قشر به جامعه خیانت و ظلم نخواهند کرد. غرب گرایان به انتخابات آزاد دل بستهاند. عقیده دارند از طریق برگزاری انتخابات آزاد، شایسته ترین افراد جامعه انتخاب و باوجود فضای باز سیاسی دیگر امکان باز گشت استبداد وجود ندارد و برای اثبات آن کشورهای اروپایی را مثال میزنند. در هر حال همه امیدوار و مطمئن هستند که درصورت نابودی ستمگران و مستبدان، جامعه بسمت سعادت و خوشبختی حرکت خواهد کرد و امکان بازگشت به حالت قبلی وجود ندارد!!
بعبارت دیگر هر سه گروه، حکومت ها را دشمن اصلی مردم می دانند در حالی که دشمن اصلی بشر در درون خود اوست. واقعیت جهان هستی با آنچه که ما تصورمی کنیم متفاوت است . علت تمام مشکلات بشر در چگونگی خلقت او نهفته است. انسان با دو ویژگی عمده و تاثیر گذار آفریده شد، اول اینکه مشیت الهی براین بوده تا صفات اخلاقی بسیار زشت و ناپسندی مانند خودخواهی، حرص و طمع، ستمگری، حسادت، کینه توزی، غضب، قدرت طلبی، شهوت، بی انصافی و . . . در انسان وجود داشته باشد. بطوریکه در بعضی صفات، برخی از انسانها حتی از حیوان پست ترند. دوم اینکه انسان نادان، بی فرهنگ و بی تمدن آفریده شد، خواست خداوند چنین بوده که انسان زندگی رااز صفر شروع کند حتی آتش را به او نیاموخت. درچنین شرایطی بدیهی است که انسان راهی طولانی و سخت در پیش دارد و چند هزار سال رنج و مشقت، گرسنگی، بیماری، جنگ، ظلم واستبداد، . . . . در انتظار اوست.
بنابراین درد ورنج بشر از کمبود علم واخلاق ناشی شده و تازمانیکه بشر به این دو دست نیابد ( یعنی متمدن نشود ) نمی تواند شرایط موجود را تغییر دهد. در چنین شرایطی، سرنگونی یک ظالم باعث روی کارآمدن ظالمی دیگرخواهد شد. وقتی علم و اخلاق کافی در جامعه وجود نداشته باشد انتخابات آزاد فرصتی می شود برای فریبکاری و بخت آزمایی نه انتخاب شایسته ترینها. از نظر اخلاقی انسان بگونهای آفریده شده که حتی عابد مسجدرو و فقیر ستمدیده و پابرهنه نیز ممکن است روزی ظالم و یا فاسد شوند.
راه نجات بشر کسب اخلاق، علم، فرهنگ و تمدن است نه مبارزه با حکومتها. اگر مردمی متمدن شوند خود بخود ظلم و استبداد از جامعهشان بنوعی حذف خواهد شد و در مقابل اگر مردمی متمدن نباشند، صدها سال مبارزه و صدها بار براندازی حکومت ، نتیجه ای نخواهد داشت.
بیشتر رنج و مشقتی که انسانها متحمل شده اند از نبود ابزار تولید و تکنولوژی بوده نه از وجود دیکتاتورها. اگر امروز هم در جایی جماعتی با ابزار ساده کار کنند، زندگی سختی خواهند داشت حتی اگر حاکمی مهربان و عادل داشته باشند.
براستی دشمن اصلی مردم کیست؟ حاکمان ظالم و مستبد ، ثروتمندان زالوصفت، نظامهای اقتصادی ظالمانه و یا نظام سلطه گر جهانی؟ واقعیت این است که هیچکدام از اینها دشمن اصلی بشر نیستند . کمبود علم و اخلاق دشمن اصلی بشر است . ما باید از کودکانمان ، افرادی درستکار، باوجدان، متخصص و توانا بسازیم نه آزادیخواه و ظالم ستیز.